شنبه ۱۲ دی ۱۳۸۸ ه‍.ش.

مرجان

هفته نامه سپید و سیاه 24 بهمن 1352 هفته نامه سپید و سیاه 23 آبان 1352 هفته نامه سپید وسیاه 9 آبان 1352 هفته نامه سپید و سیاه 23 آبان 1352 هفته نامه سپید و سیاه 14 آذر 1352 سپید و سیاه 4 اردیبهشت 1353 جوانان 16 تیر 1354
جوانان 16 تیر 54
جوانان 3 شهریور 54
جوانان 28 مهر 54
جوانان 11 اسفند 54

جوانان 20 اردیبهشت 55
جوانان 14 تیر 55
جوانان 5 مهر 55

اطلاعات هفتگی 11آذر 56
اطلاعات هفتگی 29 اردیبهشت 57


مرجان مدتها بود که تصمیم داشتم تا از 2 چهره موسیقی سرزمینمان مطلبی را منتشر کنم.دو چهره ای که به هر روی کم تر از آن ها سخنی به میان آمده است. مرجان و مازیار در دو پست جداگانه به هر کدام به شکل کامل خواهم پرداخت. نخست : مرجان برای خودم نیز جالب بود که بر روی اینترنت هیچ گونه سایتی از خانم مرجان موجود نبود.اطلاعاتی هم که موجود بود گویی همه از یک مرجع و منبع وام گرفته شده است. به همین منظور تحقیقم را در باب خانم مرجان آغاز کردم و طبق معمول همیشه ، مدد از آرشیوم جستم. یک مصاحبه ی سرتاسر ایدئولوژیکی نیز به مدد یکی از سایت ها یافتم که البته بار هنری و موسیقیایی آن چندان سنگین نبود . ایمیلی نیز از خانم مرجان نیافتم تا حداقل خود ایشان یاری رسان من باشند . به هرروی همیشه نخستین بودن دشوار است و گویی باید همیشه قرعه ی فال به نام من دیوانه زنند. اما خانم مرجان بگذارید معرفی کوتاهی راکه خانم مرجان بر اینسرت آلبوم شبهای خط خطی خود نگاشته اند به عنوان مقدمه پیشکش کنم : « بدنيا كه اومدم، اسم شهلا رو برام انتخاب كردن. مادرم مي‌گفت: بخاطر چشمات اين اسمو روت گذاشتم. دوران كودكيم را در محيط گرم خانواده گذراندم، كه از اين بابت شكرگزارم و نوجوانيم، ضمن تحصيل تا مراحل دانشگاهي، به خبرنگاري درمجله اطلاعات كودكان و گويندگي و مجری برنامه‌هاي كودك در تلويزيون ملي ايران ( ثابت پاسال) بسر رسيد و در شروع جواني، پا به عرصه سينما گذاشتم. «دنياي پر اميد»، اولين فيلمي بود كه بازي كردم. نقشي خاطره‌انگيز در مقابل بزرگ مرد سينماي ايران، زنده ياد فردين. در اين فيلم بود كه اسم مرجان برايم انتخاب شد، چرا كه خانم شهلا هنرمند محبوب سينما و تاتر ايران، با اسم حقيقي من در اوج بودند. اوايل شور خاصي براي ايفاي نقش داشتم، از بازيگري و در قالب شخصيت‌هاي مختلف رفتن دل شاد بودم. اما بعد از چند سال حس كردم خسته شده‌ام. نه از كار، از اينكه خود نيستم و هر زمان كسي می شدم كه برایم بيگانه بود. كساني كه بيشتر اوقات با ذات و خميره من در تضاد بودند. بازيگر بودم و هنرپيشگي شغل من شده بود. سال 1354 با بابك بيات و پرويز مقصدي آشنا شدم. دو هنرمند آهنگسازنامی موسیقی ایران. به تشويق و ياري این دو هنرمند ارزنده افتخار شاگردي واروژان نصيبم شد و به همت اين سه استاد ارزنده ، آموختم آنچه را كه رمز و راز خوانندگي است.دودونه اولین ترانه ای بود که اجرا کردم ساخته ی پرویز مقصدی با تنظیم زیبای روان شاد واروژان. کمتر از دو سال بیش از 20 ترانه خواندم و سرخوش از هنر یافته ام ، به عرصه موسیقی ایران قدم نهادم.حال دیگر خودم بودم . من انتخاب می کردم که چه بخوانم ، نه این که انتخاب شوم چه کسی را بازی کنم . بعد از دو سال صدایم در هیاهوی انقلاب گم شدو با کودتای آخوندی بیست و سه سال در سکوتی سنگین به عزلت نشستم .چرا که از وطن خوانده بودم . ترانه ای از علیرضا میبدی با آهنگی از شادروان عماد رام . ای شکسته تو شکستی. آن روز (1359) از وطن گفتن جرم بود » در تنها مصاحبه ی مکتوبی نیز که از خانم مرجان موجود است معدود پرسش هایی در زمینه کار خوانندگی ایشان شده که آن را در اینجا بازگو می کنیم : سئوال: چرا هنرپيشگی را رها كرديد و به خوانندگی روی آورديد؟ جواب: خسته بودم. نه از شهرت و محبوبيت كه غرور جوانيم را سيراب مي‌كرد، فرسوده از خود نبودن. در طول بازيگري انتخاب مي‌شدم كه چه كسي را بازي كنم، انتخاب مي‌شدم كه به چه شخصيتي جان بدهم و در چه قالبي حداقل براي زماني مشخص زندگي كنم. در اين عرصه هيچ وقت خودم نبودم و اين به غلط يا درست دغدغه‌اي بود بر عواطفم. بازي روزگار، شبي، زمزمه‌ي راه نجات شد. شوهرم فريدون ژورك، حسي را در صدايم يافت كه من بدان بي‌توجه بودم. سرزنده از اين يافته توسط شوهرم، با پرويز مقصدي و بابك بيات آشنا شدم، كه در زمينه موسيقي براي فيلم با شوهرم همكاري نزديك داشتند. سئوال: اولين ترانه‌ای كه خوانديد چه نام داشت. بعد از خواندن آن چه احساسی داشتيد؟ جواب: «دودونه» اولين ترانه‌اي بود كه اجرا كردم. ساخته پرويز مقصدي با تنظيم زيباي روان شاد واروژان. پس از ميكس نهايي آواز و موسيقي توسط آقاي فرنودي كه در استوديو پاپ انجام گرفت، در حالتي خلسه مانند، چندين بار ترانه را شنيدم. راضي بودم از اتفاق پيش آمده. چنان به شوق نشستم كه كمتر از دو سال بيش از بيست ترانه خواندم و سرخوش از استقبال مردم، پاي به عرصه موسيقي ايران نهادم. خونه خالي، گمشده، كوير دل و بعد انقلاب بعد از دو سال صدايم در هياهوي انقلاب گم شد و با كودتاي آخوندي در سكوتي سنگين خانه‌نشين شدم. عزلتي كه سالهاي سال گريبان گيرم شد. بهترين سالهاي جوانيم، سالهاي عشق و شور و سازندگي، سالهاي تباه شده! اگر در کنار آزاديخواهان مبارزه نمی کردم، به حتم مي‌گفتم؛ عمر بر باد رفته. سئوال: با چه آهنگسازان و ترانه سرايانی بيشتر كار می ‌كرديد؟ جواب: تا آنجا كه حافظه‌ام ياري مي‌كند، آهنگسازاني كه افتخار همكاريشان نصيبم شد، آقايان واروژان، تورج شعبانخاني، اريك كه خبر پروازش در سال گذشته بشدت آزارم داد و پرويز مقصدي، ناصر چشم آذر، صادق نوجوكي، فريبرز لاچيني كه ملودي و ترانه «گمشده» را آفريد. «اوني كه مي‌خواستي تو غبارا گم شد»، كاش بياد داشتم نام شاعر اين ترانه را و محمد شمس كه جواني بود در سن و سال خودم و اكنون بحق استاد خطابش مي‌كنند. «كوير دل» سروده بهروز رضوي است كه از دوستان من و شوهرم بود. «خونه خالي خونه غمگين، خونه سوت و كوره بي‌تو»، روانش شاد متعلق به شهين حنانه بود. خانم روحي و آقاي عليرضا ميبدي كه از وطن گفت. «اي شكسته تو شكستي» و تنظيم اين ترانه را زنده جاويد عماد رام ساخت و اجرا كرد، آن هم در آن شرايط سخت. در شرايطي كه از وطن گفتن و وطن‌خواهي جرم بود. مردي كه مثل عقاب رفتنش در اوج بود. «وطن»، آخرين ترانه‌اي بود كه در ايران اجرا كردم. سئوال: كداميك از آهنگ يا آهنگهای قديمی خودتان را بيشتر می ‌پسنديد؟ جواب: «گمشده، كوير دل، قمري، سكه ماه»، همه ترانه‌هايم را دوست دارم. چرا كه اگر دوست نداشتم اجرا نمي‌كردم. «جفت سليمان»، زيبا و به ياد ماندني با آهنگي از شادروان مجتبي ميرزاده و شعر علي حاتمي، دريغ از رفتنشان.»

اما در همین مصاحبه ی کوتاه چند نکته موجود است که نیاز به بازگویی دارد : نخست این که خانم مرجان فرموده اند که شبی همسرشان فریدون ژورک ، حسی در صدایشان یافته و.. از طرف دیگر بیان می دارند که این موضوع مربوط به سال 1354 و آشنایی با جاوید یادان بابک بیات و پرویز مقصدی است. خانم مرجان تا پاییز 1354 همسر قانونی مهدی علی محمدی بوده اند که در این باره بعدا توضیح خواهم داد پس چگونه است که فریدون ژورک این حس را در وجودشان یافته، یعنی آشنایی ایشان با بابک بیات و پرویز مقصدی به سال 1356 می رسد. نکته دیگر ، در باب بهروز رضوی است که خانم مرجان از ایشان به عنوان سراینده ی ترانه ی کویر دل یاد می کنند و اشاره می دارند که به یاد نمی آورند ترانه ی گمشده سروده کیست؟ بر اینسرت آلبوم پیش از انقلاب خانم مرجان که نام ترانه سراها و آهنگسازان آن آلبوم را قید کرده بر پیشانی ترانه ی گمشده نام بهروز رضوی درج گردیده ولی خانم مرجان عنوان می دارند که بهروز رضوی سراینده ی ترانه ی کویر دل است. اما این صحبت خانم مرجان بیشتر از هر کسی من را به تامل وامی دارد که نکند متن نوشته شده بر آن اینسرت اشتباه باشد. چرا که محمدعلی بهمنی ترانه سرا در گفتگویی سالها پیش بیان داشتند که یکی از زیباترین ترانه از منظر ایشان ترانه گمشده با صدای مرجان و با شعر جلال سرفراز است . دقیقا به خاطر می آورم که پس از مرگ اریک ارکانت 2 سال پیش در وبلاگ پیشینم زمانی که متن ترانه ی گمشده را منتشر نمودم از جلال سرفراز به عنوان سراینده ترانه یاد کردم که دوست نازنینی به نام هامان نداف از دوبی به من یادآور شد که نسخه ی اصلی اینسرت آلبوم پیش از انقلاب مرجان را در آرشیوش دارد و بر آن اینسرت نام بهروز رضوی درج گردیده و من نیزپس از دریافت اینسرت آلبوم، این مدرک را مستدل تر از گفته ی محمدعلی بهمنی یافتم و آن مطلب را ویرایش نمودم. به هر حال این 2 توضیح را لازم دانستم در باب سخنان خانم مرجان عنوان نمایم . اما مرجان به روایت من: مرجان یا همان شهلا صافی ضمیر در سال 1325 در شیراز زاده شد.همانگونه که خود می گوید دوران نوجوانی و جوانی اش را در مجله اطلاعات کودکان و گویندگی برنامه کودک تلویزیون گذراند تا این که در سال 1345 با مهدی علی محمدی که از چهره های تاتر بود ازدواج می کند .3سال بعد توسط همسرش مهدی علی محمدی به محمدعلی فردین معرفی می شود و در حالی که فرزند نخستش پوپک یک ساله بود در فیلم دنیای پرامید به ایفاگری نفش مقابل محمدعلی فردین می پردازد تا نخستین تجربه ی جدی سینمایی اش را آغاز کرده باشد.اما زندگی هنری و شخصی مرجان از همان ابتدا و حضور در سینما دچار خلل گردید. حضور او در سینما و بازی در فیلمهای مختلف که تا پیش از انقلاب مجموعا به 30 فیلم سینمایی نیز رسید باعث دوری هر چه بیشتر او و مهدی علی محمدی شد تا بدان جا که در پاییز 1354 این دو از همان جدا شدند. اما آنچه که دلیل واقعی جدایی مرجان و مهدی علی محمدی بود و تاکنون نیز در جایی از آن صحبت نشده ، آشنایی و علاقه شدید مرجان و فریدون ژورک در زمان ساخت یکی از فیلم های مشترک این دو در سال 1352 بود.همین مساله باعث شد تا شایعات پیرامون مرجان شدت یابد اگرچه این دو این مساله را کتمان می نمودند. موضوع سر از نشریات هفتگی درآورد تا بدان جا که مهدی علی محمدی در مصاحبه ای عنوان کرد که دیگر اجازه نمی دهد همسرش در فیلمی بازی کند. زندگی این دو در ایستگاه سال 54 به توقف رسید و مرجان نیز پس از جدایی از علی محمدی سال بعد با فریدون ژورک ازدواج کرد. فریدون ژورک ، مرجان را به پرویز مقصدی معرفی می کند تا استاد بی نظیر موسیقی پاپ که هنرش شناسایی چهره های جدید بود از او خواننده ای ماندگار بسازد.اما نکته جالب ، این است که خانم مرجان بیان می دارد که ایشان زیر نظر واروژان نیز به تعلیم آواز پرداخته در حالی که واروژان بزرگ در تابستان 1356 چهره در نقاب خاک می افکند. به نظر می رسد ایشان کارش را به مانند بسیارانی از هنرمندان هم دوره اش با پرویز مقصدی آغاز کرده باشد و نه واروژان. ترانه ی دودونه نخستین کار مشترک پرویز مقصدی و مرجان که سروده ی مسعود هوشمند بود ، راهی بازار می شود تا این بار مرجان خواننده متولد شود. در مدت کوتاهی از زمستان سال 56 که مرجان مشغول ضبط ترانه هایش شد تا سال بعد نزدیک به 16ترانه را منتشر نمود. در اوابل سال 1357 شرکت cbs آلبوم نخست مرجان را راهی بازار نمود ، آلبومی که شامل 7 آهنگ بودو کلیه تنظیم های آن آلبوم را اریک ارکانت تنظیم کننده ی سیاه پوست فرانسوی انجام داده بود. بگذارید عوامل تهیه آلبوم را با هم مرور کنیم : 1 ) ترانه گمشده: ترانه :بهروز رضوی آهنگ : فریبرز لاچینی تنظیم : اریک ارکانت مطلع : اونی که می خواستی توغبارا گم شد مرغی شد و پشت حصارا گم شد اسم تورو رو بال مرغا نوشت رو کنده ی سبز درختا نوشت 2)قصه : ترانه : روح انگیز بنیادلو آهنگ و تنظیم : اریک مطلع: تو اگه قصه بخوای دل پرغصه بخوای همه ی شب برات قصه می گم قصه از این دل پرغصه می گم پس بذار منم برات قصه بگم بگم ای همدم من توی این دشت بزرگ که بهش دنیا می گن 3) کی صدا کرد من و : ترانه و آهنگ : آرش سزاوار تنظیم: اریک مطلع:کی صدا کرد من و کی صدا کرد کی با آواز خوش عشق آشنا کرد کیه اون که مث بارون با تنه باغچه رفیقه واسه تنهایی عاشق مث شبگریه شفیقه 4) من همینم آهنگ و تنظیم : اریک مطلع: من همینم اگه زشتم اگه خوشکل من همینم اگه آسون اگه مشکل 5) سکه ماه : ترانه : حسین منزوی آهنگ : آرش سزاوار تنظیم: اریک مطلع: چشماتو وا کن که سحر تو چشم تو بیدار بشه صدا بزن اسممو تا زمستونم بهار بشه وقتی تو نیستی تو خونه یه غم نه، صد غم چیزی نیست توی دلم می گم که کاش دلم هزار هزار بشه 6) پرنده تنهام ترانه : روح انگیز بنیادلو آهنگ و تنظیم: اریک مطلع: ما پرنده های تنها زیر شیروونی خونه هر دوتا خسته زغربت هر دو آواره ز لونه 7 ) سایه : ترانه : شهین حنانه آهنگ : تورج شعبانخانی تنظیم: اریک مطلع : خونه خالی ، خونه غمگین خونه سوت کوره بی تو رنگ خوشبختی عزیزم دیگه از من دوره بی تو مه گرفته کوچه ها رو اما سایه ی تو پیداست می شنوم صدای شب رو می گه اون که رفته اینجاست از مرجان ترانه های دیگری نیز به شکل متفرقه موجود است که از آن میان می توان به این ترانه ها یاد کرد: 8)تکیه بر باد ترانه : لیلا کسری (هدیه) آهنگ : تورج شعبانخانی تظیم : اریک مطلع: سهم من بوسه ی گل نیست سهم من زخمه یه خاره سهم من کجا نسیمه سهم من موج و غباره کسی در منه که غمگینه همیشه دلی که تنها باشه جز این نمی شه این ترانه به عنوان تیتراژ فیلمی به همین نام به کارگردانی فریدون ژورک و با بازی مرجان و فریدون ژورک در سال 1356 ساخته شد که البته فیلم در 23 آبان 1358 به نمایش عمومی درآمد. 9)جفت سلیمان ترانه : علی حاتمی آهنگ و تنظیم: مجتبی میرزاده مطلع: بگو ای بزرگ خانه همه گفتند ترانه بگو ای جفت سلیمان منم آن هدهد نالان 10 ) وطن ترانه : علیرضا میبدی آهنگ : محمد شمس تنظیم : عماد رام ای شکسته تو شکستی مویه کردی غصه خوردی از ته دل گریه کردی من باهاتم خاک پاتم چون پرنده در هواتم من رفیق گریه هاتم این ترانه آخرین اجرای مرجان در پس از انقلاب و در سال 1359 بود.اگر چه این اثر را چند سال بعد معین در امریکا بازخوانی نمود. 11) کویر دل ترانه : آهنگ : تورج شعبانخانی

تنظیم: اریک مطلع: رفتی و بی تو دلم پر درده پاییز قلبم ساکت و سرده دل که می گفتم محرمه با من کاشکی می دیدی بی تو چه کرده در سایت هنرمند نازنین تورج شعبانخانی نام سراینده ی ترانه اشتباها اردلان سرفراز قید گردیده که در تماسی که با اردلان داشتم ایشان عنوان داشتند که سراینده ی این اثر نمی باشند.

12 ) شوخ ترانه: آهنگ: مطلع: دلی که دلدار داره نازش خریدار داره عزیز هر انجمنه رونق بزار داره ای شوخ مرا چشم تو سرگردون کرد در پیچ و خم زلف تو در زندون کرد

متاسفانه هیچ گونه اثری از خالقین این ترانه نیافتم. 13) قمری ترانه :شهین حنانه آهنگ: تورج شعبانخانی مطلع: قمری ای مسافر همیشگی همدم روزای خوب سادگی پر تو یه سایبون بود واسه من تو جهنم بزرگ زندگی 14) حسود ترانه : آرش سزاوار آهنگ و تنظیم: پرویز مقصدی مطلع:تو سینه این دل من می خواد آتیش بگیره مونده سر دوراهی چه راهی پیش بگیره این ترانه را برای نخستین بار داریوش در سال 1351 اجرا کرد و مرجان پس از شروع کار خوانندگی اش با پرویز مقصدی ، به بازخوانی این اثر پرداخت. 15) دودونه ترانه :شکیبایی لنگرودی

آهنگ: پرویز مقصدی تنظیم : واروژان تاریخ انتشار :1356 توی خاک باغ خونه یه روزی دست زمونه ما روکاشت با مهربونی پیش هم مث دودونه ما توباغ ماوا گرفتیم بارون اومد پاگرفتیم دوتایی تو خاک باغچه ریشه کردیم جا گرفتیم ترانه ی دودنه نخستین اجرای مرجان بود که با آهنگسازی پرویز مقصدی منتشر شد. تمام بزرگان با او، کارشان را آغاز نمودند . نمی دانم با چه زبان می توان به توصیف او پرداخت. 16) قطره ها ترانه : آهنگ : صادق نوجوکی تنظیم : ناصر چشم آذر ای که حرف همه عالم شده آوازه ی تو خودمو دوس دارم اما نه به اندازه تو مرجان پس از اجرای ترانه هایش در زمستان 56 و سال 57، مجموعا 16 اثر خلق کرد.

پس از انقلاب مرجان بدلیل گرایش سیاسی به سازمان مجاهدین خلق دستگیر و روانه ی زندان شد.اگر به یاد داشته باشید خانم گوگوش در یکی از مصاحبه هایش آنجا که از دوران زندان سخن می راند از هم سلولی با مرجان نیز یاد کرد.همسر مرجان یعنی فریدون ژورک اما هم چنان به کار هنری اش در پس از انقلاب ادامه داد تا آن که این دو در اواخر دهه ی 70 شمسی از کشور خارج شدند.مرجان نخستین آلبوم خارج از کشور خود را در سال 1384 در لس آنجلس با نام شبهای خط خطی و توسط کمپانی mzm منتشر کرد . آلبومی که از ساخته های بچه های داخل بود و ظاهرا مرجان در زمان حضورش در دوبی آن را با کمک این بچه ها ساخته و پرداخته کرده بود.


اما مرجان به روایت نشریات سابق هفته نامه سپید و سیاه چهارشنبه 9 آبان 1352 حادثه وحشتناک برای مرجان چند روز قبل حین فیلمبرداری صحنه یی از یک فیلم حادثه یی ، در نزدیکی تهران ، کم مانده بود پای مرجان زیر چرخهای یک قطار بماند اما به جای او قطار با جلال {پیشوائیان} ایفاگر نقش های منفی در سینمای فارسی برخورد کرد و به او آسیب رساند.جریان از این قرار بود که طبق سناریو مرجان می بایست در حالی که بچه یی را در بغل دارد وسط ریل راه آهن بایستد و هنگامی که قطار به او نزدیک می شود قهرمان فیلم جلو بدود و او را به آن طرف ریل هل بدهد.اما هنگام فیلمبرداری قهرمان فیلم چند لحظه زودتراز وقت مقرر مرجان را هل داد و تصادفا در همین لحظه ، انگشت پای مرجان در میان ریل و الوار زیر خط آهن گیر کرد و او هر چه کرد نتوانست خود را از آن وضع نجات دهد. در همین موقع قطاری که در راه بود به سرعت به محل فیلمبرداری نزدیک شد و درست در لحظاتی که همه خطر قطع شدن پای مرجان را بالای سر او احساس می کردند جلال چهره ی منفی سینمای فارسی جلو دوید و هر طور بود مرجان را از آن وضع نجات داد و او را به کناری پرتاب کرد ولی پیش از آن که خودش را هم کنار بکشد قطار سر رسید و با جلال برخورد کرد و او را به چند قدم آن طرف تر پرتاب کرد . در این حادثه یک طرف بدن جلال آسیب دیده است. هفته نامه سپید وسیاه چهارشنبه 23 آبان 1352 سینما ، مرجان را از مهدی علی محمدی جدا می کند. مرجان همسر مهدی علی محمدی نیز آن طور که این روزها شایع شده است با شوهر خود اختلافاتی پیدا کرده که بعید نیست به جدائی آنها منجر شود . در آغاز مطلب باید بگوییم که در ایران هم مثل تمام دنیا رسم بر این بوده که زندگی زناشویی هنرمندان چندان دوام و بقایی نداشته باشد و غالبا به جدائی منجر شودو این نکته هم جالب توجه است که در این موارد معمولا اگر از میان زن و شوهر ، زن هنرمند باشد احتمال جدائی آنها بیشتر است . زیرا تجربه نشان داده است که زن های هنرمند که ظریفتر هستند و غالبا با خودبینی ها و تکبرهای خود و نیز نادیده گرفتن شخصیت شوهرشان وضعی پیش می آورند که چاره ئی جز جدائی باقی نمی ماند. تصادفا چندی پیش سرویس رپورتاژ سپید و سیاه به فکر تهیه رپورتاژی با عنوان چرا زنان هنرمند همسران خوشبختی نیستند افتاد و برای تهیه این رپورتاژ که به موقع چاپ خواهد شد از گروهی از هنرمندانی که با شوهر خود متارکه کرده اند علت ناسازگاری و طلاقشان را جویا شد و غالب این زنان گفتند که چون شوهرانشان با دنیای هنر و زوایای روح یک زن هنرمند آشنا نبوده اند نتوانسته اند آنها را درک کنند و در نتیجه کار به جدائی کشیده است. اما در مورد مهدی علی محمدی و همسرش ، وضع فرق می کند . به چند علت : اول آن که مهدی علی محمدی خود از هنرمندان با سابقه ی تاتر و رادیو است و در رادیو سالها به عنوان محبوب ترین بازیگر نمایشنامه های رادیوئی برای مردم مطرح بوده است . آمارگران رادیو بر اساس آماری که گرفته اند اعلام کرده اند که رادیو بیش از هشت میلیون نفر شنونده دارد و از این عده حدود 90 درصدشان شنونده دائمی نمایشنامه های رادیویی هستند و چون علی محمدی سالها مرد اول نمایشنامه های رادیو بوده می توان نتیجه گرفت که وی هنرمندی است که در سراسر ایران در میان قریب 7 میلیون نفر محبوبیت دارد ، پس علی محمدی هم با دنیای هنر و زوایای روح یک هنرمند آشناست و هم در برابر همسر خود احساس عقده حقارت نمی کند. دوم آن که مرجان هنگامی که با علیمحمدی ازدواج کرد دختر ساده یی به نام شهلا صافی ضمیر بود که رسیدن به مقام یک ستاره سینما را حتی به خواب هم نمی دید ولی مهدی ، پس از ازدواج با مرجان استعداد هنرپیشگی او را کشف کرد ، خودش دست او را گرفت و وی را با وضعی آبرومندانه به عالم سینما وارد کرد. سوم آن که مهدی و همسرش مرجان همواره گفته اند که یکدیگر را عاشقانه دوست دارند و کانون گرم خانواده را به هر مساله دیگری ترجیح می دهند و حاضرند به خاطر یکدیگر از هر موفقیتی چشم بپوشند. چهارم آن که مرجان کار سینمائی خود را همان طور که با صلاحدید و زیر نظر شوهرش شروع کرد همان طور هم این کار را زیر نظر او ادامه داد وهرگز حتی یک قدم برخلاف اراده او برنداشت.اما...با تمام این احوال این روزها شایع شده است که این زن و شوهر هنرمند نیز با هم اختلافات شدیدی پیدا کرده اند که به احتمال قوی کارشان را به طلاق منجر خواهد کرد . این شایعات در ماه های اخیر بر سر زبان ها افتاده و مخصوصا از دو ماه پیش که مرجان و علی محمدی از لندن برگشتند و مرجان فعالیت های سینمائی خود را محدودتر کرد ، شایعه جدائی قریب الوقوع آن دو قوت گرفت .ماجرا از وقتی آغاز شد که در گوشه و کنار گفته شد این روزها علی محمدی سعی دارد همسرش مرجان را که سخت به او عشق می ورزد از کار سینما کنار بکشد و او را صرفا به یک زن خانه دار تبدیل کند . ولی شایعه دیگری که می توان گفت شایعه اول را تقویت می کند و در یکی دو ماه اخیر در محافل هنری دهان به دهان نقل شده این است که می گویند این روزها بین مرجان و فریدون ژورک تهیه کننده و کارگردان آخرین فیلم مرجان روابط نزدیکی بوجود آمده است و علی محمدی به خاطر همین موضوع است که می خواهد همسر خود را برای همیشه از سینما کنار بکشد. البته این شایعه را با آن که در سطح وسیعی منتشر شده است خود ما هنوز باور نکرده ایم زیرا مرجان از آغاز فعالیت های سینمائی خود همیشه از اینگونه جنجال ها ی متداول عشق و عاشقی و طلاق و ازدواج مجدد بدور بوده است. خاصه این که از گوشه و کنار شنیده می شود این شایعه را سعید راد هنرمند خوب و معروف سینمای فارسی بر سر زبانها انداخته است و این بدان جهت بوده که فریدون ژورک اخیرا فیلمی با شرکت سعید راد و مرجان تهیه و کارگردانی کرده است و در روی پلاکاتهای مربوط به این فیلم نام مرجان را پیش از نام سعید راد نوشته است و سعید راد علت این کار را روابط عشقی بین مرجان و فریدون ژورک قلمداد کرده است . یکی از خبرنگاران هنری ما در این هفته چند بار با مهدی علیمحمدی هنرمند معروف تئاتر ورادیو و شوهر مرجان تماس گرفت تا نظر او را درباره این شایعات بپرسدولی علی محمدی تمامی این شایعات را بی اساس و موهوم دانست و در حالی که سعی داشت در این باره اصلا حرف نزند دائما سفارش می کرد که اصلا این روزها از مرجان عکس و خبرتازه ای منتشر نشود تا روزی که این سر و صداها بخوابد. با این همه به طوری که از گفته های علی محمدی استنباط می شود هم او ، هم مرجان به طور کلی دل پرخونی از سینمای فارسی دارند و بعید به نظر نمی رسد که مرجان پس از اتمام فیلمهای نیمه کاره ئی که در دست تهیه دارد برای همیشه سینما را کنار بگذارد و از این پس در کنار همسر و فرزندش به یک زندگی خانوادگی آرام و دور از جنجال ادامه دهد. اما با تمام این حرف ها ، شایعات مربوط به جدائی مرجان و علیمحمدی هم چنان به قوت خود باقی است و عده یی با قاطعیت می گویند که بالاخره سینما مرجان و علیمحمدی را هم از یکدیگر جدا می کند.

توضیح از مدیر سایت: جالب است که این شایعه دقیقا رنگ واقعیت به خود گرفت و عشق مرجان و فریدون ژورک باعث جدائی ایشان از علی محمدی گشت. فیلم مورد نظر سعید راد ، فیلم سالومه به کارگردانی فریدون ژورک بود که در آبان 1352 اکران شد.

هفته نامه سپید و سیاه14 آذر 1352 مرجان و مهدی علیمحمدی آشتی کردند. اختلافاتی که بین مرجان و شوهرش مهدی علیمحمدی بر اساس شایعاتی که در محافل هنری بوجود آمده بود برطرف شد. زن و شوهر هنرمند که گویا مدتی هم بایکدیگر سرسنگین شده بودند در جلسه یی روبروی هم نشستند و حرفهایشان را زدند و شرایطشان را برای ادامه یک زندگی آرام برشمردند و به اختلافات خود خاتمه دادند . در این جلسه قرار شد که اگر روزی احساس کردند بازیگری مرجان در سینما به زندگی زناشوئی آنها لطمه می زند مرجان بی هیچ گفتگوئی از سینما کناره بگیرد و فقط به زندگی خود بپردازد. در حال حاضر این زن و شوهر هنرمند بار دیگر در کنار تنها فرزندشان پوپک زندگی آرامی را دنبال می کنند. هفته نامه سپید و سیاه چهارشنبه 24 بهمن 1352 مرجان : انتخاب ستاره سینما روی لخت شدن صورت می گیرد نه بازی و هنر...من اصلا ستاره سکسی نیستم. فقط 2 فیلم سکسی بازی کردم . یکی غلام ژاندارم و آن یکی را هم حرفش را نزن ، حالا اگر چادر هم سر کنم باز هم مردم بد فکر می کنند . آنها فکر می کنند اگر هنرپیشه ای در یک صحنه یا در یک فیلم سکسی بازی کرد توی خیابان هم لخت و سکسی راه می رود. در منزل هم با شوهر و بچه هایش رفتار ناخوشایندی دارد . قبول کنید که سکس در سینمای ایران به صورت مهوعی درآمده است . برای اکثر ستارگان امروزی سینما جنبه ویترین را پیدا کرده است ، می آیند و یکی دو فیلم بازی می کنند و می روندو بدبختانه انتخاب رل ها روی درآوردن لباس تعیین می شود نه بازی و هنر . هر کس بیشتر لخت شود و راضی به ارائه صحنه های سکسی باشد بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و قرارداد می بندد و من به هیچ وجه دلم نمی خواهد مردم روی من مثل آنها فکر کنند تا حدود زیادی هم موفق شده ام چرا که اولین شرط قراردادم این است که لخت نمی شوم و سکسی بازی نمی کنم . نتیجه این که در سال پنجاه یکی از پرکارترین ستارگان سال بودم و ده فیلم بازی کردم اما امسال فقط چهار فیلم دارم و البته خیلی راضی ترم . مرجان با گفتن این سخنان سخت تاکید داشت که سرخوردگی خود را از سینمای مبتذل نشان دهد . او حتی موهای بلند و زیبای خود را بدست قیچی سپرده و کوتاه کرده است تا به کلی از آن فرم و قالب درآید . نخستین عکس او را در قیافه تازه اش روی جلد این شماره می بینید. مرجان در حال حاضر یک فیلم را با نام هرجائی آماده دارد که ساخته ژورک است و در فیلم دیگری با فردین همبازی است که این فیلم هم در مراحل فیلمبرداری قرار دارد. هفته نامه سپید و سیاه 4 اردیبهشت 53 مرجان یک چهره جدید به سینما معرفی می کند. اگر تا حالا مردها کاشف چهره های جدید در سینما بودند این بار مرجان می خواهد سنت شکنی کند و کاشف یک چهره تازه شود . او این روزها سخت تلاش می کند تا یکی از دوستان دخترش را به فیلمسازان معرفی کند تا از وجود او در فیلم ها استفاده کنند. مرجان گفته است این دوست من می تواند یکی از چهره های خوب سینمای فارسی شود و خیلی از رقبا را عقب بزند. در مورد مرجان بد نیست بدانید که او 5 سال بعد از آنکه با فردین در یک فیلم شرکت کرده بود بار دیگر قراردادی بسته است تا در یک فیلم دیگر با فردین هم بازی شود . مرجان اولین بار با کمک فردین به عالم سینمای راه پیدا کرد و اولین فیلمی که با فردین بازی کرد دنیای پرامید نام داشت. جوانان 16 تیر 1354 یک واقعه غیرمترقبه در محیط سینمای ایران علیمحمدی شوهر مرجان هنرپیشه سینمای فارسی ناگهان کلیه قراردادهای سینمائی که به همسرش پیشنهاد شده را لغو کرد و اعلام داشت فرزند من به مادرش بیشتر احتیاج دارد تا به سینما مهدی علیمحمدی هنرپیشه معروف تئاتر و رادیو و شوهر خانم مرجان هنرپیشه سینما بطور ناگهانی اعلام کرد که کلیه قراردادهای سینمائی همسرش را لغو کرده و از این پس هیچ قراردادی با مرجان مگر با اجازه کتبی وی قابل قبول و اجرا نیست. زیرا فرزند مشترکشان به مادرش بیشتر احتیاج دارد تا سینما. مسائل و مشکلات مهدی علیمحمدی که با این تصمیم ناگهانی خود حیرت عموم را برانگیخته است روز شنبه همین هفته به خبرنگار ما گفت: حقیقت مطلب این است که از مدتی پیش حس می کردم محیطی که همسرم در آن بکار هنری مشغول است فاقد حس صمیمیت و صداقتی است که شایسته شان و اعتبار یک محیط هنری است و هر روز مسائل و مشکلاتی مطرح می شد که روح حساس مرا می آزرد. از طرفی ما دارای فرزند دختری هستیم که حالا هفت ساله است و بیشتر از گذشته به محبت مادر و به توجه مادرانه محتاج است در حالی که مرجان اغلب به علت قراردادهائی که دارد ناچار است برای فیلمبرداری از تهران خارج شود و در نتیجه آن طور که باید و شاید نمی تواند به فرزند و شوهر و کانون خانوادگی خود برسد. مهدی علیمحمدی گفت: بر اثر همین مشکلات بود که من به مرجان اطلاع دادم که کار بازیگری فیلم را کنار بگذارد چون فرزند و خانواده اش بیشتر بوجود او احتیاج دارند تا سینما ، در این مورد ما مدتهاست به بحث و تبادل نظر می پردازیم و من معتقد بودم که این کار هر چه زودتر باید انجام پذیرد، اما مرجان توضیح داد که برای شرکت در فیلم جدید ، قراردادی منعقد نموده که صحنه ای از آن در آبادان فیلمبرداری می شود و چنانچه من این صحنه را بازی نکنم باید مبلغ هنگفتی طبق قرارداد به تهیه کننده بپردازم و به همین دلیل هم شب چهارشنبه عازم آبادان شد اما من از طریق مطبوعات اعلام می کنم ازا ین پس هیچ قراردادی با خانم مرجان همسرم برای بازی در فیلم قابل قبول نیست مگر این که من پای چنین قراردادی را امضا کرده باشم. علیمحمدی در پایان گفت: من امیدوار هستم آقایان تهیه کنندگان متوجه باشند که زندگی ما و فضای زندگی ما با داشتن فرزند با گذشته فرق کرده و امروز فرزند من به مادرش حقیقتا احتیاج دارد و محیط خانوادگی ما در صورتی می تواند پایدار بماند که مرجان به کانون خانواده خودش بازگردد و زندگی خانوادگی را بر بازی در فیلم ها ترجیح دهد. از علیمحمدی سئوال شد این اظهار نظر بدان معنی است که مرجان مطلقا در فیلمها شرکت نکند ؟ علیمحمدی گفت: در این زمینه می توانم بگویم ممکن است مرجان سالی در یک فیلم ، آن هم در سطح والای هنری بازی کند . تازه دراین هم شرایطی است از جمله این که ، فیلمبرداری همان فیلم هم در خارج از تهران نباشد. خبرنگاران جوانان می نویسد: در حال حاضر مرجان همراه با کارگردان همیشگی فیلمهای خود در آبادان بسر می برد و معلوم نیست در بازگشت به تهران چه عکس العملی نشان خواهد داد. جوانان 3 شهریور 1354 کار علیمحمدی و مرجان زن و شوهر هنرمند سینما به اختلاف و انفجار کشید . سرانجام اختلافاتی که از مدتی پیش بین زوج معروف هنری مهدی علیمحمدی و مرجان بروز کرده بود و با اتمام حجت علیمحمدی به مرجان و مدیران استودیو ها و کارگردانان سینما اوج گرفت به یک انفجار رسید و زن و شوهر پس از یک مشاجره طولانی و در حالی که قوم و خویشان هم وارد صحنه مشاجره شده بودند به کلانتری رفتند و قرار شد آنها از یکدیگر جدا شوند. ماجرای اختلاف هنگامی که مهدی علیمحمدی و مرجان با هم ازدواج کردند هنوز مرجان وارد سینما نشده بود و پس از ازدواج بود که مرجان وارد کار سینما شد و خیلی زود هم گل کرد . در همان موقع عده ای به مهدی علیمحمدی هنرپیشه برجسته صحنه و رادیو ایراد می گرفتند که چرا اجازه داده است همسرش وارد سینما شود اما مهدی علیمحمدی می گفت وقتی من خود هنرپیشه هستم چگونه می توانم با هنرپیشگی زنم مخالفت کنم.وی می گفت با توجه به آشنائی ها و دوستی های من با دست اندرکاران هنری ، احتمال این که مرجان خط سیر زندگی خانوادگی خود را عوض کند به هیچ وجه نمی رود اما پس از چند سال زندگی زناشوئی و فعالیت های هنری، از دو سال پیش اختلافات تندی در زندگی زناشوئی این زوج که حالا یک دختر شش هفت ساله دارند ظاهر شد. از دو سال پیش : طبق تحقیقات خبرنگاران ما اختلاف نظر مهدی علیمحمدی و مرجان از دو سال پیش شروع می شود و در آن موقع مهدی علیمحمدی به همسرش اخطار می کند که ادامه بازی او در فیلمهای موجود و همکاری با تهیه کننده فیلم هایت {فریدون ژورک} ، دون شان هنری و زندگی اجتماعی من است و من که یک ربع قرن در جامعه هنری ایران احترام و حیثیت فراوان داشته و در نظرخواهی ها و رفراندوم ها همیشه از احترام و آرای بالا برخوردار بوده ام نمی خواهم که زندگی ام ملعبه عده ای سودپرست شود و به نام خودم و احترام فرزندم «پوپک» از تو می خواهم در این فیلم ها شرکت نکنی. در همان موقع ظاهرا تلفنهای تهدیدآمیزی از طرف یک تهیه کننده به علیمحمدی می شود که وی در شکایت اخیر به دادسرا این موضوع را مطرح می کند که وی تهدید شده است که اگر مانع از فعالیت های سینمائی همسرش شود چه بخواهد و چه نخواهد این کار انجام می شود و مرجان قراردادهائی دارد که مکلف به انجام آن است. مهدی علی محمدی در این مدت برای حفظ شئونات خانوادگی و به خصوص فرزندش« پوپک » سعی می کند با آرامش و بدون جنجال مرجان را از سینما بیرون بکشد اما ظاهرا علیرغم همه تلاش ها موفق نمی شود مرجان را از سینما خارج کند و به همین علت حدود سه ماه پیش علیمحمدی مجددا به فریدون ژورک که تهیه کننده تمام فیلمهای سینمائی مرجان است اخطار می کند که دست از قراردادهایش با مرجان بکشد و مرجان را به حال خود بگذارد تا به فرزندش و خانواده اش برسد اما وقتی می بیند که باز هم ترتیب اثری به این درخواست داده نمی شود در یک مصاحبه اختصاصی با مجله جوانان و بدون این که نامی از اختلافات خود با همسرش به میان آورد اعلام می کند که از این پس به هیچ تهیه کننده و فیلمسازی حق ندارد با مرجان قراردادی امضا کند زیرا او تصمیم گرفته است به وضع موجود خاتمه بدهد و مرجان به یک زن خانه دار کامل تبدیل شود. سفر به اصفهان مرجان در قبال التیماتوم شوهرش علیمحمدی عکس العملی نشان نداد و به کار بازی در فیلم ژورک که در آبادان و اصفهان تهیه می شد ادامه داد و هنگام بازگشت وقتی با اعتراض علیمحمدی روبرو شد به وی گفت که وی چند قرارداد بازی در فیلم دارد و نمی تواند خودش را کنار بکشد و همین بگومگو دوباره کار مرجان و علیمحمدی را به کلانتری کشید که آخرین آن در پایان هفته گذشته بود و قرار شد طرفین برای جدائی به دادگاه حمایت خانواده بروند. ظاهرا حساسیت فوق العاده علیمحمدی بیشتر به خاطر همکاری مداوم مرجان با فریدون ژورک کارگردان بیشتر فیلمهای همسرش می باشد و تاکنون چند برخورد شدید و مشاجره تلفنی بین علیمحمدی و ژورک رخ داده است و علیمحمدی که خود چهره برجسته و مشهوری در عالم هنر است می گوید من اگرچه در پایان مشاجره ای که هفته پیش رخ داد رضایت دادم ولی به خاطر پوپک فرزندم و برای دوام و بقای خانواده ام با تمام قدرت می جنگم تا جلو دخالت های بی معنی یک تهیه کننده سینما را در زندگی خانوادگی خود بگیرم و نگذارم پول ، بازیگر نقش اصلی زندگی ها شود. هفته نامه جوانان دوشنبه 28 مهر 1354 کار اختلاف مهدی علیمحمدی و مرجان بالا می گیرد مرجان ارتباط تلفنی شوهرش را با دنیای خارج قطع کرده است در سراسر هفته گذشته اختلاف مهدی علیمحمدی و مرجان همسرش به اوج شدت رسید و مرجان و علی محمدی که هر دو علیه یکدیگر به دادگاه حمایت خانواده دادخواست داده اند دست به اقداماتی علیه هم زدند از جمله مرجان ارتباط تلفنی شوهرش را با دنیای خارج از منزل قطع کرده است و ارتباط با علیمحمدی در مدت اقامت در خانه غیرممکن است. از شش ماه پیش به طوری که خوانندگان عزیز ما می دانند مجله جوانان نخستین مجله ای بود که پرده از اختلاف این زن و شوهر هنرمند برداشت و برای اولین بار اولتیماتوم علی محمدی علیه همسرش مرجان را چاپ کرد. مهدی علی محمدی در این التیماتوم گفته بود: مدتی پیش حس می کردم محیطی که همسرم در آن به کار هنری مشغول است فاقد حس صمیمیت و صداقتی است که شایسته شان و اعتبار یک محیط هنری است و هر روز مسائل و مشکلاتی مطرح شد که روح حساس مرا می آزارد . از طرفی ما دارای فرزند دختری هستیم که حالا هفت ساله است و بیشتر از گذشته به محبت مادر و به توجه مادرانه محتاج است در حالی که مرجان اغلب به علت قراردادهایی که دارد ناچار است برای فیلمبرداری از تهران خارج شود و در نتیجه آن طور که باید و شاید نمی تواند به فرزند و شوهر و کانون خانوادگی خود برسد به خاطر همین مشکلات من به مرجان اطلاع دادم که کار بازیگری فیلم را کنار بگذارد چون فرزند و خانواده اش بیشتر بوجود او احتیاج دارند تا سینما. حالا هم اعلام می کنم هیچ قراردادی با مرجان همسرم برای بازی در فیلم قابل قبول نیست مگر این که در پای آن امضای من نیز باشد. اختلاف بالا گرفت بدنبال این التیماتوم مرجان فیلم های خود را پایان داده و دیگر قراردادی نبست ولی زدوخورد و اختلاف چنان بالا گرفت که کارشان به کلانتری و دادسرا کشید و بعد هم مرجان توسط دو وکیل معروف اظهارنامه ای به دادگاه حمایت خانواده داد و در حقیقت تقاضای طلاق نمود. مرجان ضمنا در یک مصاحبه کوتاه به خبرنگار جوانان گفت من و شوهرم دیگر توافقی نداریم و زندگی زناشوئی ما به پایان خط رسیده و تنها آرزویم این است که به خوبی و خوشی این ماجرا پایان گیرد. خبرنگاران جوانان در تمام هفته های گذشته سعی داشتند با علیمحمدی نیز مصاحبه تازه ای ترتیب دهند ولی او با سیاست و زرنگی خاص از این مصاحبه می گریخت تا بالاخره این هفته با طرح سئوالات متعدد سکوت علیمحمدی را شکستیم. اولین سئوال ما درباره تلفن منزل آنها بود که علیمحمدی گفت از روزی که بین من و مرجان اختلاف بروز کرد او به طبقه دوم ساختمان منزلمان رفته و با خانواده اش زندگی می کند و ضمنا تلفن طبقه پایین را قطع نموده تا من با هیچ کس ارتباطی نداشته باشم . در این مدت ارتباط من با همه دوستان و آشنایان قطع شده و البته به خاطر دوری از جنجال سکوت کرده ام گر چه می دانم این هم نوعی عکس العمل به حساب می آید . می پرسم آقای علی محمدی ، خانم مرجان عنوان کرده بود که شما زن دیگری را از سالها پیش دوست داشتید و هنوز سایه این زن و عشق بزرگ بر زندگی شما باقی است؟ می گوید: بر فرض که چنین زنی وجود داشته ولی اگر در تمام این نه سال حتی کوچکترین عشق و علاقه و رابطه یی بین ما بوده هیچ کس نمی فهمید؟ با زرنگی و حسابگری که در مرجان سراغ دارم مسلما در این 9 سال مچ من و این عشق دیرینه را می گرفت و ما را رسوا می کرد. پس قبول کنید که این ادعا فقط از مرحله حرف بالاتر نیست و شاید یک رویا باشد. پرسیدم: خانم مرجان گفته که شما با اصرار او را به سینما کشاندید؟ علیمحمدی گفت: چطور ممکن است من بتوانم کسی را که علاقه ای به بازیگری ندارد با اصرار و با تهدید به این کار بکشانم؟ باور کنید مرجان عاشق بازی در فیلمها بوده چون قبلا در دبیرستان مرتب در نمایشات مختلف بازی می کرد و بعد هم علاقه بی حد و حصرش مرا واداشته تا در این زمینه کمکش کنم و البته در آن زمان هر دو زندگی ساده و بی دردسری داشتیم و در ضمن «پوپک» در سن و سالی نبود که بفهمد سینما و بازیگری و نقش سکسی و مادر هنرپیشه چیست ولی حالا او همه چیز را می داند و بیشتر به مادر احتیاج دارد. با دخترتان پوپک چه می کنید: علی محمدی: پوپک 7 ساله حساس و فهمیده و زودرنج است . او ازا ین که می بیند بین من و مادرش اختلاف و جدائی افتاده سخت ناراحت و پکرست و به همین جهت مرتب از من و مادرش می خواهد که آشتی کنیم . در دنیای کوچک او فقط محبت و عشق و کانون گرم نقش بسته و اثری از بی محبتی و جدائی و بی وفایی نیست. پوپک هر گاه من به خانه می روم بلافاصله خودش را به من رسانده و چشمانش پر از اشک می شود و من می اندیشم که سرنوشت او چه خواهد شد. می پرسم: خانم مرجان با دو وکیل برجسته خود دادخواست طلاق داده و گویا در این مورد اصرار هم دارد شما چه عکس العملی نشان داده اید ؟ علیمحمدی: بله.. مرجان ادعا کرده که ما تفاهم نداریم و من مرد خشنی هستم ولی شما باور می کنید که من مرد خشن و بدی باشم ، من که همیشه در زندگی واقعی نیز مرد رئوف و با قلبی پر از عشق و سادگی بوده ام چگونه بتوانم موجودی خشن باشم؟ البته من هم از طرف وکیل خود دادخواست و اظهارنامه مرجان را رد نموده و منتظر روز دادگاه هستیم تا قانون و مجریانش تکلیف ما را روشن کنند. جوانان 5 آبان 54 مرجان : جدائی من و علیمحمدی قطعی است. بدنبال خبری که در هفته گذشته درباره اختلاف شدیدی که بین زن و شوهر مرجان و مهدی علیمحمدی هنرپیشه معروف رادیو و تلویزیون منتشر کرده بودیم این هفته مرجان طی یک گفتگوی تلفنی اظهار داشت که جدائی ما قطعی است فعلا در یک ساختمان و هر کدام در یک طبقه زندگی می کنیم و هر کدام هم برای خود وکیل گرفته ایم و به طور قطع از هم جدا خواهیم شد. جوانان 5 مهر 55 مرجان به طور محرمانه تمرین خوانندگی می کند. شایع است مرجان هنرپیشه معروف سینما خیلی آرام و بی سر و صدا مشغول ضبط چند ترانه می باشد و سعی فراوان دارد این مطلب در مطبوعات درز نکند. شنیدیم مرجان که تاکنون چندین بار شایعه خواننده شدنش به گوش رسیده این بار قضیه را خیلی جدی گرفته و روزانه چندین ساعت از وقت خود را به تمرین ترانه ها اختصاص داده است. مرجان قبل از هنرپیشه شدن قرار بود خواننده شود و حتی در این زمینه گفتگوهائی هم انجام داده بود . ازدواج مرجان با مهدی علیمحمدی این چهره را به طرف هنرپیشگی کشید و به این طریق وی در زمره ستارگان سینما درآمد. هنرپیشگی باعث شد تا مرجان به کلی از خوانندگی فاصله بگیرد ولی به گفته خودش همیشه گرایش زیادی به طرف این کار داشته است. شنیدیم مرجان که هم اکنون فعالیت خود را تحت نظر یکی از آهنگسازان مشهور شروع کرده به خاطر اینکه اکثر ستارگان سینما به خوانندگی رو کرده اند سعی در پنهان نمودن فعالیت خوانندگیش دارد و می گوید نمی خواهم کار من هم چون دیگران قلمداد شود و در واقع توسط بعضی ها به استهزا گرفته شود. به هر حال این طور که شنیدیم مرجان در حال حاضر دو ترانه در دست تمرین دارد و به زودی او را در یکی از شوها بر صفحه تلویزیون خواهیم دید و صدایش را خواهیم شنید. اطلاعات هفتگی 11 آذر 56 مرجان و آهنگهای جدید مرجان به شدت سرگرم فعالیت است و اینک بالغ بر ده آهنگ آماده ضبط دارد . او پس از خواندن دو ترانه که مورد توجه قرار گرفت هشت آهنگ دیگر در حال ضبط و اجرا دارد . دو آهنگ برای برنامه فریدون فرخزاد خوانده است و نیز چند آهنگ برای ضبط در رادیو و تلویزیون . مرجان می گوید خوانندگی را دوست دارد و آن طور که پیداست صدایم مورد توجه مردم قرار گرفته است زیرا عده زیادی سراغ آهنگ های جدیدم را می گیرند. عکس روی جلد از مرجان و یک بچه شیر را هفته گذشته بوسیله محمود محمدی گرفته شده است. اطلاعات هفتگی 29 اردیبهشت 57 مرجان خوانندگی را جدی گرفته است. مرجان بازیگر سینمای ایران مدتی است که به خوانندگی پرداخته است . پس از اجرای چند ترانه که وی را در عرصه خوانندگی به موفقیت زیادی رسانید برای حفظ موفقیت خود و موفقیتی که بدست آورده است تصمیم به انجام وسواس بیشتری در اجرای ترانه های آتی خود گرفته است. مرجان اخیرا ترانه ی جدیدی اجرا کرده است به نام سایه که شعر آن از محتوای غنی و زیبائی خاص برخوردار است . این ترانه از ساخته های شهین حنانه است.شهین حنانه ترانه سایه را مدتی پیش سروده و برای اجرا در اختیار مرجان قرار داده است . آهنگ این ترانه را نیز تورج ساخته، موفقیت زیاد ترانه سایه ساخته ی شهین حنانه ، مرجان را به فکر این انداخته که خوانندگی را کار اول هنری خود قرار داده و از سینما کنار رود. شایعه کناره گیری مرجان از سینما با موفقیت زیاد وی در ترانه خوانی این روزها قوت بیشتری یافته است. شعر سایه ی شهین حنانه به قرار زیر است. خونه خالی خونه غمگین خونه سوت و کوره بی تو رنگ خوشبختی عزیزم دیگه از من دوره بی تو مه گرفته کوچه ها رو اما سایه ی تو پیداس می شنوم صدای شب رو می گه اونکه رفته اینجاس تو با شب رفتی و با شب میای از دیار غربت توی شعر من می مونی پرغرور و پر نجابت

نویسنده :حمید

شنبه 12 دی 1388

۲۱ نظر:

  1. با درود
    سایر عکس ها را در فرصتی دیگر منتشر خواهم کرد.

    پاسخحذف
  2. حمید عزیز درود!

    آقا دست‌ات درست! استفاده بردیم!

    پاسخحذف
  3. سلام حميد عزيز
    آقا مثل هميشه عالي بود مرجان يکي از زيباترين صداهاي موسيقي ايران و آهنگ هاي گمشده سايه سکه ماه تکيه برباد و حسودش واقعا زيبا و شنيدني است و سوگولي هاي ترانه هاش خيلي ها سعي کردن آهنگ هاي سکه ماه و سايه اش را بخونن ولي اجراي مرجان کجا و اجراي آنها کجا؟حيف که مرجان بعد از انقلاب کار موسيقي را ادامه نداد
    بازم دستت درد نکنه از اين همه لطفت راستي منتظر عکس هام هستيم
    ميلت هم حتما چک کن که خالي از لطف نيست

    پاسخحذف
  4. لذت بردم و به اطلاعاتم افزوده شد. همچنان بر اعتقادم مبنی بر عالی بودنت راسخم. خوشحالم که هنوز انسانهایی با این روحیه هستند که هویت گم شده ی سرزمینم را هویدا میکنند انهم با دقت و حوصله و صد البته عشق.....
    با تشکر فراوان

    پاسخحذف
  5. salam mer30 az post
    man matalebe nagofte az maziar daram
    tataraneh.blogfa.com

    پاسخحذف
  6. درود

    برای این پست و جمع اوری این مطلب معلومه زحمت زیادی کشیدین ...ممنون

    و همچنین تشکر بابت حضورتون و خواندن ترانه ام ...

    شاد باشید و سبز ...

    پاسخحذف
  7. دست شما درد نکنه

    ماهم با نوش آفرین بروز هستیم

    در ضمن هم خودت عالی هستی هم وبلاگت

    پاسخحذف
  8. بازم سلام و ممنون از حضورت

    با نوش آفرین بروز هستیم

    پاسخحذف
  9. ممنون .... ممنون ... ممنون ...ممنون...ممنون....ممنون.....ممنون....ممنون....
    ممنون.........ممنون...............
    ممنوووووووووووووووووووووووووووووووون

    پاسخحذف
  10. سلام
    فوق العاده عالی بود-زحمت بسیار کشیدی-معلومه همیشه موفق باشی- در ضمن آقای مهدی علیمحمدی از پیشکسوتان امور دوبلاژ هستن که بعد از انقلاب (در اوایل انقلاب) بسیاری از کارتونهای خاطر انگیز آن موقع را مدیریت کردنند که عبارت است از: خانواده دکترارنست ، دوردنیادرهشتادروز، بچه های کوه تاراک، موش کوهستان ، واتو واتو و...
    با تشکر

    پاسخحذف
  11. درود

    مچاله می شی توُ خودت ، می ترسی بوئی ببره

    خبر دادن کـبوتـرت ، شب با کلاغـا می پره !!

    کامل این ترانه رو با نام " زندگی نامرده ولی ... " در شماره جدید بنیاد ترانه و در لینک زیر بخونید :

    http://www.bonyade-taraneh.com/index.php/a/121-abri.html

    پاسخحذف
  12. همیشه با یه عشقی سری به دلواره ها میزنم
    ازت خیلی ممنونم که بی ادعا و بدون تعصب و منم منم این مطالب باارزش و که خیلی بابتش زحمت کشیدی در اختیارمون قرار میدی ولی حیف که خیلیها یه چیزی که دارن از همه دریغ میکنن بازم تشکر میکنم و تورو خدا از عباس مهرپویا مطلبی داری دریغ نکن
    خوش باشی

    پاسخحذف
  13. دوستان عزیز

    ماهم با نوش آفرین بروز هستیم

    پاسخحذف
  14. سلام حمید جان و سایر دوستان

    هر چند که حساب وبلاگ پربار تو از اغلب وبلاگهای مربوط به موزیک پاپ ایرانی جداست و جمع آوری مطالب هر پست آن به زمان زیادی نیاز دارد ولی بازم سعی کن سریعتر آپ کنی چون انتظار طولانی هم واسه دوستدارن این جایگاه کمی سخته .

    قربانت

    ماهم با نوش آفرین بروز هستیم و منتظر

    مرسی

    پاسخحذف
  15. درود

    ممنون که همیشه شرمنده می کنید و سر می زنید و معذرت بابت نبودن هایم .

    مثل همیشه پربار و خوب نوشته اید .

    شاد باشید و موفق

    پاسخحذف
  16. درود

    و تبریک سال نو

    با یک خبر و ترانه ای اجرا شده به روزم و منتظر نگاهتون

    شاد باشید و موفق

    پاسخحذف
  17. حمید عزیز,در باب ترانه ی کویر دل,من در یک کاست قدیمی اجرایی از این "ملودی" را توسط خواننده ای زن و فرانسوی که متاسفانه نه نام ایشان و نه سال اجرای آنرا میدانم شنیده ام,آیا شما در این باب اطلاعی دارید؟ این قضیه در باب ملودی ترانه ی "طلاق" ساخته منوچهر چشم آذر نیز صدق میکند زیرا من این ملودی را در صفحه ای که متعلق به حتی پیش از دهه 60 میلادی است را البته بدون کلام شنیده ام.

    پاسخحذف
  18. کیارش عزیز
    در رابطه با ترانه ی طلاق موضوع صحت دارد و مسعود اسدالهی کارگردان سریال طلاق نیز به این موضوع اشاره داشت که منوچهر چشم آذر ملودی طلاق را از یک ملودی آهنگساز امریکایی برداشت کرده.
    اما در رابطه با کویر دل من تاکنون این ملودی را با صدای خواننده ی دیگری نشنیده ام. ضمنا باید محرز شود که این خواننده ی زن پس از اجرای مرجان به بازخوانی اثر پرداخته یا قبل از او. تصور می کنم اگر ایمیلی به تورج شعبانخانی سازنده ملودی بزنید بهتر باشد.

    پاسخحذف
  19. متشکرم از تلاش و زحمت شما در چمع آوری این مطلب

    پاسخحذف
  20. من هم آهنگ کویر دل رو با صدای یک خواننده زن فرانسوی شنیدم، ترانه ی فرانسوی بود. سالهاست که به دنبال اسم این خواننده هستم تا بتونم اون آهنگ رو پیدا کنم و دوباره گوش کنم، اما تنها چیزی که پیدا میکنم مثل کامنت بالا یک پرسش مشابهه!

    پاسخحذف
  21. بسیار بسیار خوب بود و استفاده کردم از این همه مهربانی و آگاهی که دادی .باز هم سپاسگزارم
    همیشه تندرست و شاد باشی

    پاسخحذف